دو زن بر سر کودکی دعوی کردند و هرکدام کودک را از آن خود می دانستند. حاکم و قاضی در رفع مرافعه موفق نبودند و هیچ روشی برای شناختن دروغگو از راستگو افاقه نکرد. دست به دامان امیرمؤمنان علی علیه السلام رساندند و به او مراجعه کردند. نصیحت امیر در آنها اثر نکرد و در نهایت امیرالمؤمنین فرمود تا کودک را نصف کنند و به هر کدام از زنها یک نصف کودک بدهند در این لحظه یکی از زنها تا این خبر را شنید برخلاف دیگری که ساکت و متعجب بود گفت، من از دعوی خود گذشتم. کودک را به آن زن بدهید. صدای تکبیر بلند شد و امیرالمؤمنین کودک را به همان زن که از حق خود گذشت داد. چرا که آنکه مادر است مهربانتر است و به خاطر محبتی که دارد از حق خود می گذرد تا فرزندش زنده بماند.
بیش از یک هفته از انتخابات دوازدهمین ریاست جمهوری ایران گذشت. از دوره پر التهاب و پر اضطرابی که بسیار درس آموز و بصیرت افزا بود. دوره ای پر هیاهو و پرجنجال که توانست تجربه ای دیگر بر تجربه ها بیفزاید و عبرتی اضافه کند. اگر عبرت گیرنده ای باشد. رئیس جمهور دولت قبلی رئیس دولت فعلی شد و احتمالاً دیگر رئیس دولت نمی تواند به دولت قبل توهین کند. رئیس جمهور دوازدهم، با 57 درصد آراء 73 درصد مردم واجد شرایطی که در انتخابات شرکت کرده بودند رئیس شد. این آمار شرکت کننده تقریباً همان آمار سال 92 است و هنوز بالاترین میزان مشارکت انتخاباتی متعلق به سال 1388 است که بیش از 85 درصد واجدان شرایط شرکت در انتخابات، حضور داشتند. این آمارها اگرچه برای دنیای امروز یک رؤیا و آرزوست ولی برای مردم ایران واقعیتی است که با کم و بیشش، هر چند سال یکبار تکرار می شود. و مردم بزرگ ایران حدود 40 سال است که با انتخابات با آمار بالا زندگی می کنند و آشنایند.
حضور 41 میلیون نفر در یک انتخابات فارغ از انتخاب چه کسی، یکی از جشن ها و پیروزیهای مردم و نظام است که جای هیچ شک و شبهه و سخنی جز تحسین، ندارد. و اتفاقاً هیچ کسی نمی تواند آنرا تصاحب کند چراکه همانگونه که 23 میلیون، رأی زیادی است 16 میلیون هم غیرقابل کتمان و انکار است. 16 میلیون منتقد در دوره دوم یک دولت به همان اندازه شگفت انگیز است که رشد تنها 6 درصدی آرای یک دولت از 51 درصد به 57 درصد و رکورد شکنی از خود، قابل ملاحظه است. روی سخن این وجیزه نه تنها با انتخاب مردم عزیز نیست که اتفاقاً در تحسین حضور آنان و دعای خیر برای آنهاست چراکه با لبیک به ندای رهبری نظام و برای مقابله با دشمن کمین گرفته و تأیید مقبولیت جمهوری اسلامی همه سلیقه ها از دوست گرفته تا دگراندیش و مخالف وارد میدان شدند و این هنر تنها مختص به جمهوری اسلامی است که تحسین و تأیید منتقدان و مخالفان را نیز به همراه داشته است و از تعداد و آمار رأی نیز هیچکس حتی رقیب نگران نمی شود و حضور هرچه بیشتر باشد جشن باشکوه تر است.
انتخابات 96 نیز به پایان رسید و اکنون نوبت مرور تجربه هاست برای روزگاری دیگر. تجربیاتی که بعضاً تلخ است و قابل تأمل و بررسی و پیگیری. داستان غم انگیز دهیاران، تهمتهای بی پاسخ، مطالبات عموم برای وعده های هفته آخری و بازی با افکار عمومی نظیر وصل مجدد یارانه های قطع شده، تهدید به قطع شدن بودجه های جاری روستاها در صورت رأی دادن به رقیب، پوشش ویژه رسانه ملی برای نامزد خاص و ... . از اینها گذشته گلایه از برخی نهادهای انقلابی برای تأیید و رد صلاحیتها با وجود برخی مستنداتی که در دست مردم است و حاکی از تهدیدهاست و ... ، پایه گذاری شیوه های جدید، بی سابقه و نازیبایی مثل کاندیدای پوششی و ضربه گیر، برخورد نکردن با تهمتهایی که در فضای مناظرات و خارج از فضای سالم رقابت و چارچوب منافع ملی به ساحت مقدس نظام برخورد و ... همگی از دغدغه های مردم بوده و هست.
این سؤالات را اگرچه نهادهای مربوط باید پاسخگوی خدای متعال و مردم صبور ایران باشند ولی عبرتهای دیگری نیز در راه است. اگر کم آمدن تعرفه ها در چندین روستا و شهر پیگیری می شد امروزه یکی از نامزدهایی که خود در مظان گلایه و اتهام است، زخم زبان نمی زد و چهار میلیون رأیی که مال او نبود را به خود منتسب نمی کرد. اگر با تخلفات نظارتی و اجرایی به صورت قاطع برخورد می شد، امروز همان تخلفات رقیب به پای صاحبان رأی های حلال و سالم نوشته نمی شد. این اگرها بسیار است و بسیار قابل تأمل ولی تعجب آنجاست آنها که باید پندپذیرند چرا در این معرکه غایبند. چرا تنها رهبر معظم و مردم همیشه در صحنه باید برای دفاع از منافع ملی در میدان باشند و آنها که وظیفه دارند نیستند و یا ساکتند؟ چرا کسی تزویر و نفاق را با دفاع شرافتمندانه از اقدامات سال 67 رسوا نمی کند و بساط ریاکاری را یکبار و برای همیشه به هم نمی زند؟ اینها که کار همفکران خود را به دیگران منتسب می کنند از بی اطلاعی مردم سوء استفاده می کنند و سؤال قربانیان 17 هزار ترور نفاق اینست که این استخوان لای زخم تاکی؟
اگرچه امروزه سخن گفتن از محصورین و مطرودین فتنهxad گر نوعی شامورتی بازی و معرکه گیری برای مظلوم نمایی است و اگر بر فرض محال آنها که بخاطر کمترین جرمشان که اغتشاش افکار عمومی و خیانت به مردم و جنایت در حق آنهاست و به ظاهر از برخی آزادی های خود محروم شده اند آزاد شوند بغیر از آنکه به ضرر خود آنهاست و مردم از آنها نمی گذرند، دیگر کسی به این کاسبان حصر نیز نگاه نمی کند و اینان دستشان از هر حرف دیگر خالی است. ولی با اینحال چرا یکبار و برای همیشه با این دکان فتنه گری برخورد نمی شود؟ چرا سخنان گذشته برخی از اینها و مواضع تند آنها که مورد اعتراض انقلابیون آن زمان نیز بوده است برای مردم آشکار نمی گردد؟ چرا برای مردم گفته نمی شود آنها که زمانی پیگیر برپایی داراعدام در نمازجمعه ها بودند همانهایی هستند که رقیب را به دیوار کشی پیاده رو و لوله کردن مردم متهم کردند؟ چرا در برابر اینان که از حیاء نظام سوء استفاده می کنند سکوت می شود؟ چرا مردم باید سوابق برخی از اینان را از رسانه های غیر خودی ببینند؟
بیش از یک هفته از انتخابات می گذرد و هنوز سؤالات مردم بی جواب مانده است و منتظرند تا ببینند مسؤولین ساکت چه می گویند و چه می کنند. آیا اینبار نیز همچون فتنه 88 که ساکتین فتنه معامله پرسود خود را کردند، گروهی در پی معامله اعتماد مردمند؟ آنها که امروز دم از کرنش در مقابل خواست مردم می زنند، آیا می خواهند به معلمان خود درس بدهند؟ چرا خود در سال 88 از این حرفها بلد نبودند و گوششان بدهکار این سخنان نبود؟ این "لفظ قلم گویان" چرا در آن زمان دهان به هتک مردم گشوده بودند؟ اکنون این خصوصیت مردم نجیب است که پس از "تخلفات بسیار" چنین قانونمدارانه و شایسته به رأی و نظر مردم احترام می گذارند. باشد که مدعیان دروغگو و بد سابقه یاد بگیرند. وقتی و در حالیکه اطرافیان "فرد مورد نظر" نیز از انتخاب مجددش ناامید بودند و یکی یکی پا پس می کشیدند و پس از داستان تسهیلات 10 میلیون تومانی و وعده های گسترده و ادعاهای اثبات نشده و ... و هیأت اجرایی و نظارت و نرسیدن تعرفه، به یکباره برخلاف نظرات و نظرسنجیها شد آنچه شد ولی با این وجود این نجابت، مثال زدنی ماند.
مثال انقلاب و جمهوری اسلامی ایران، مثال همان کودکی است که بر سر او دعواست و مردم پرمهرترند که از حق خود می گذرد و حیات انقلاب اسلامی را به حق و سهم خود ترجیح می دهند. مثال انقلاب اسلامی مثال از خودگذشتگی و درسی است که اگرچه برای مردم پرافتخارش کرامت آفرین است ولی برای مسؤولین امر و ساکتین همیشگی معرکه ها، مسؤولیت آور و پیام دار است. 16 میلیون مردم منتقد وضع موجود و بخش عظیمی از 23 میلیونی که به مرور پی به حقیقت خواهند برد، اگرچه به تأیید انتخابات علیرغم تخلفات تمکین کرده اند ولی هیچکس نمی تواند از رأی مردم که حق الناسی عظیم است شانه خالی کند و به زودی همه ما در نزد خدایی که عادل است و عالم به حقایق، حاضر خواهیم شد و برای گفته ها و نگفته های خویش پاسخ خواهیم داد. وهو احکم الحاکمین.
ما را در سایت پاتوق رایانه ای دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 160